Axar.az
یوخاری
15 نویابر 2018


آنکه چیزی را به دیگری تحمیل می‌کند ته دلش

آنا صحیفه اخبار فارسی
12 Punto 14 Punto 16 Punto 18 Punto

آنکه چیزی را به دیگری تحمیل می‌کند ته دلش به بی‌ارزشی و به درد نخوری آن چیز ایمان دارد و می‌خواهد آن را به دیگران بیاندازد. کسی که مایملک خود را ارزشمند بداند، نیاز به تحمیل ندارد و آسوده خواهد بود که دیگران با علم به ارزش آن در صدد کسب آن خواهند بود. بنابراین، باور این مسئله که کسی بخواهد زبان و فرهنگ خود را به دیگران تحمیل کند همیشه برایم سخت بوده است مگر آنکه او خود، ارزشی به زبان خود قائل نباشد و بخواهد آن را به دیگرانی هم قالب کند. کسی که از داشته‌های معنوی خود خرسند نیست، با تحمیل کردن آن به دیگران می‌خواهد افراد زیادی را در این نقص و رنج روحی سهیم کند. کسی که راهی جهنم است برای خود همراه لازم دارد. هرچند داشتن شریک جرم باعث تبرئه نمی‌شود، باعث تسکین خاطر آزرده‌ای می‌شود که فرد بخاطر تعلق به آن فرهنگ بی‌ارزش در آن دست‌وپا می‌زند.

شوونیسم افسار گسیخته‌ای که از طرف رضاشاه بر ایران حاکم شد همیشه مرا به این فکر وامیداشت که این شخص نباید فارس باشد. استالین زبان روسی را با لهجه گرجی صحبت می‌کرد، اما هیچ گاه در ملا عام خود را گرجی معرفی نمی‌کرد، بلکه وانمود می‌کرد که روس است. تکیه کلام همیشگی او «ما مارکسیست‌های روس، ما کمونیست‌های روس» بود و هیچ وقت عبارات ما مارکسسیت‌های روسیه، ما کمونیست‌های قفقاز و خصوصا ما کمونیستهای گرجستان را بر زبان نیاورد.

از نظر استالین در روسیه تنها یک ملت وجود داشت و آن هم ملت روس فرمانروا بود. اقوام و ملل دیگر بیگانگان یا بومیان تابع ملت روس بودند. با آنکه استالین خود را روس می‌شمرد، تمام عمر عقده رنج آور احساس نقصان ملیت، او را رها نمی‌کرد و این بیشتر از آن جهت بود که احساس می‌کرد مانند یک فرد بومی در منطقه‌ای دور افتاده از امپراتوری بزرگ روسیه متولد شده است و ذره‌ای خون روسی در رگ‌هایش جریان ندارد.

استالین سعی می‌کرد این احساس دردناک را با تاکید بر عضو ملت بزرگ روس بودن جبران کند. درست مثل ناپئلون که از جزیره کرس بود و خود را اهل ملت بزرگ ابرفرانسه می‌خواند و هیتلر اتریشی که خود را اهل ابرآلمان بزرگ می‌دانست. کنت آرتور دوگوبینو و نیکلا شوون هر دو فرانسویی بودند و ریشه نظریات نژادپرستی آلمانی را باید در آثار آنها جستجو کرد.

این افراد خود باخته‌هایی بودند که به هر دلیل از فرهنگ و زبان خود رویگردان شده و می‌خواستند در فرهنگ و زبان دیگری ذوب شده وعذاب احساس حقارت خود را تسکین دهند. همیشه خودباخته‌ها شوونیست‌های خطرناکتری هستند. زمانیکه استالین با خودمختاری ملیت‌های اتحاد جماهیر شوروی، خصوصا با خود مختاری گرجستان مخالفت کرد لنین در نامه‌ای دلجویانه به بلشویک‌های گرجستان نوشت که «چنین شهرت دارد، احساس روسی بودنِ غیرروس‌هایی که خود را روس کرده‌اند به مراتب غلیظتر از خود روسهاست.»

آنکه با هویتی زاده شده و با آن رشد کرده نیازی به دستکاری و تغییر آن ندارد و وحشیانه آن را به دیگران تحمیل نمی‌کند. اما آنکه می‌خواهد خود را در رنگ و لباس دیگران ببیند تلاش می‌کند دیگران را نیز به همان جهنمی که خود رفته رهنمون سازد.

تاریخ
2018.10.31 / 13:08
مولف
ابراهیم رشیدی
شرح لر
دیگر خبرلر

انسانیتِ انسان با سیاست متناظر است

تاریخچه اسم ترکی "تارکان"

اصلاح طلبان با سایه خود می جنگند

دولت گوش شنوایی برای شنیدن مشکلات مردم استان‌ها را ندارد / قاضی پور

چراغی که به خانه روا بود...

از پان اسلامیسم تا پان ایرانیسم

صدا و سیمای «ملی» و بازی «تراکتور سازی»

ضرب و شتم شاعر و نویسنده آزربایجانی

در دنیای ارتباطات و مدرن امروزی برخی اتفاقات

ساقی غمگین ما - چطور یک تیم فوتبال حج ملی شد

خبر خطّی
 
Axar.az'da reklam Bağla
Reklam
Bize yazin Bağla