Axar.az
یوخاری
19 نویابر 2018


جلائی پور و میرزا بنویس ها

آنا صحیفه اخبار فارسی
12 Punto 14 Punto 16 Punto 18 Punto

نمی دانم این جمله متعلق به کدام بزرگی است ولی انصافا حق مطلب را ادا نموده است.ایشان می گوید : «وقتی جامعه در مسیر ابتذال می افتد روشنفکرانش نیز مبتذل می شود».وقتی در کانال جلائی پور،مقاله وحید بهمن و همچنین فایل صوتی ایشان در مورد تاریخ تاسیس دانشگاه در تبریز را شنیدم ، به عمق فاجعه ای ابتذال اندیشه در این کشور پی بردم. وقتی اینچنین مردی که دکترای جامعه شناسی از یکی از دانشگاه های انگلیس را به یدک می کشد و یکی از تئورسین های اصلاحات محسوب می شود،و از اول انقلاب در بطن و متن جامعه سیاسی کشور بوده،تا بدین حد تنزل فکری پیدا کرده است که هرکس و ناکسی را به عنوان کارشناس برای تبیین تاریخ یک ملت انتخاب می کند ، باید به حال و روز این مملکت گریست.تصور نمی کنم در تاریخ معاصر ، جامعه روشنفکری ایران تا بدین حد از سفاهت و بلاهت فکری رسیده باشد ، که وزیر و وکیلش دیپلم افتخاری داشته باشد و روشنفکرش برای تصدیق تئوری خود از یک « میرزا بنویس» کمک بگیرد. ساده تر اگر گفته باشم به این جمله بسنده کنم که روشنفکری در ایران دچار خشکسالی و بی رمقی حاصل از افت معلومات و محفوظات شده ، ودر تبیین رویداد ها و مسائلی اساسی به استدلالات دم دستی و پیش پا افتاده،و خالی از محتوا روی آورده است.

من مقالات جناب وحید بهمن را مثل همیشه تکرار مکررات می بینم ویک بار نیز به خود ایشان گفتم که علی رغم تحصیل تاریخ بنا به ادعای خودشان ، از تحلیل مسائل تاریخی عاجز هستند . تاریخ تنها ماده خامی برای حفظ و نقل نیست.و ضمنا نباید بدون اطلاعات کافی صرفا برای تفنن و یا خالی کردن عقده مورد استناد قرار گیرد.تاریخ می تواند ابزاری برای ایدولوژیزه کردن افکار در آید و در آمده است.اما حتی این متد نیز بدون مطالعه کافی نه ممکن است و نه مفید .البته حرف های بنده برای افرادی چون وحید بهمن نه تنها کارساز نیست ، بلکه دست گذاشتن روی عقده آنهاست ،زیرا به طور معمول چنین اشخاصی حاضر به پذیرش کمترین لغزش خود نیز نیستند و درک اشتباه خود را خیانت به ادعا و عقده خود ارزیابی می کنند.

در تاریخ نگاری معاصر در ایران بعد از قاجارها و حتی در دوره حاکمیت آنها بدعت بسیار زشتی پا گرفته است که در به وجود آمدن آن، شیوه درک پارسیان از دولت نقش اساسی را بازی می کند . استبداد ملی مبتنی بر یک سلاله یا یک قوم سبب زیان های بزرگ برای ایران شده است اما از جهاتی ملی گرایی پارسی را تقویت نموده است .چنین حسنی را ترکان نداشته اند .زیرا زندگی وشیوه حکومت در بین ترکان بر اساس نظام خانی یا خاقانی بوده است . چیزی که امروزه از آن تعبیر به نظام فدرالی می کنند . پارسیان چه در دوره باستان و چه در دوره ای کوتاه که در شرق کشور صاحب دولت شدند و همچنین در طول یک صد سال اخیر ایده نظام پادشاهی یک ملت یک دولت را داشته اند و هیچگاه به نظام فدرالی اعتقادی نداشته و ندارند.این مطلب را اخیرا نیز از یکی از شبکه های پارسی زبان دیدم و شنیدم.

دیدگاه به مقوله دولت و قدرت نزد ترکان متفاوت از پارسیان بوده. امپراتوری تورکان همیشه نسبت به ملیت های دیگر به دیده احترام نگریسته و در اداره امور بیشتر کارها و وظایف دولت را به خود آنها واگذار می کرد. شاید در بین سلسله تورکان تنها دولت صفویه از دوره شاه عباس است که تغییر رویه داد و خواست به شیوه پارسیان حکومت کند اما نتوانست و زود از پای درآمد . پیشرفت حیات فکری بشری در قرن اخیر بار دیگر بر صحت دولت مداری ترکان مهر تائید نهاد و نشان داد که دیدگاه مرکز گرایی و تجمیع قدرت در دست یک فرد یا یک ملت چیزی جز هدر دادن استعداد ها و نوعی ارتجاع فکری است که نه خود پیش می رود و نه خواهان پیشرفت دیگران است.در طول صد سال اخیر که ما شاهد پیشرفت ملت های منطقه بوده ایم ، ایران فقط پسرفت داشته است. روشنفکران فارسی پدیده استبداد را عامل اساسی این وضع بر می شمارند و در تحلیل دوره قاجاریه ناصرالدین شاه را مستبد و احمد شاه را بی کفایت ارزیابی می کنند. گویی همین ناصرالدین شاه نبود که اعزام محصلان به خارج را شروع کرد و مدرنیزم را وارد کشور نمود یعنی همان اسباب و عللی که باعث سقوط خاندان قاجار شد و یا چون احمد شاه مطابق قانون مشروطه عمل می کرد و از دخالت بیشتر در امور سیاسی و مجلس اجتناب می کرد شد مردی بی کفایت.و چون رضاخان با قلدری و میر غضبی ،تمامی اعتراضات را خاموش کرد، شد ناجی کشور.انقلاب سال ۵۷ که نتیجه طبیعی استبداد بود امروز از طرف روشنفکران سلاح به دست تخطئه می شود.داریوش شایگان که به زعم خود به ماهیت تاریخ سیاسی این کشور دست یافته است ، ماحصل سی سال مبارزه ملل ایرانی را گنداب می نامد. بر هیچکسی پوشیده نیست که آنچه امروز و در عرض این چهل سال شاهدش بودیم، بازتاب خواست ملل و اقوام در ایران نبوده است .زیرا نه تنها به پایین ترین کف خواسته خود نرسیدند.

ولی آیا خود این احزاب که اکنون جزو اوپوزسیون در آمدند به چیزی جز همین شیوه اندیشیدن نرفته اند و نمی روند ؟ به لطف فضای مجازی و شبکه های که مدام قارچ وار می رویند اکنون بر همگان معلوم شده است که آنچه مخالفان جمهوری اسلامی از آزادی تعریف می کنند چیزی جز وضع فعلی ما نیست .وقتی رضا پهلوی در سفارت جمهوری آذربایجان در برابر اعتراض یک فرد آذربایجانی مبنی بر کشتار و نسل کشی ترکان در ۲۱ آذر ۱۳۲۵توسط پدرش به جای قبول واقعیت با حالتی از بی اعتنایی و غرور از جواب دادن طفره می رود، ماهیت استبداد درونی خود را نشان می دهد و یا وقتی در مقابل سوال مجری بی بی سی مبنی برامکان احیای نظام سلطنتی توسط ایشان ، آن را به مردم حواله می کند ، در واقع دارد این سخن را می گوید که با مردم جهت تصدیق وی همان رفتاری را خواهد کرد که تمامی مستبدان کردند. فرقی نمی کند که اوپوزسیون چه کسی یا چه گروهی است ولی یک چیز مسلم است و آن این است که گفتمان همه آنها چیزی شبیه حرف های پهلوی چهارم است که حدیث مکرر می کنند . در عصر دهکده جهانی حقیقتا چنین اوپوزسیونی نوبر است و نظیر آن را جز در سوریه و عربستان و مصر وچندی دیگر نمی توان یافت.بنابراین از جهاتی تنزل فکری جلایی پورها نبایستی باعث تعجب باشد ، اما در اینکه فردی چون ایشان معمایی فکری خود را پیش «میرزابنویس های» کوچه پایین محله خود ببرد، این یکی را روزگار تابه امروز به خود ندیده است که اکنون می بیند.

تاریخ
2018.11.05 / 11:14
مولف
بهنام کیانی اجیرلی
شرح لر
دیگر خبرلر

دریاچه اورمیه قربانی" اوج بی کفایتی"مسئولان .

گیلان و نادیده گرفتن حقوق شهروندی تورکها در شبکه باران

دکترسیّد جواد طباطبائی، زبان ترکی و آذربایجان

اعدام سلطان سکه - مقصر اصلی کیست؟

«از نظر دولت ایران، جوامع اسلامی جزیی از ایران هستند»

نگاهی نو به تبار رضاخان

انسانیتِ انسان با سیاست متناظر است

تاریخچه اسم ترکی "تارکان"

اصلاح طلبان با سایه خود می جنگند

دولت گوش شنوایی برای شنیدن مشکلات مردم استان‌ها را ندارد / قاضی پور

خبر خطّی
 
Axar.az'da reklam Bağla
Reklam
Bize yazin Bağla