Axar.az
یوخاری


قیام خرداد ۱۳۸۵

آنا صحیفه اخبار فارسی
12 Punto 14 Punto 16 Punto 18 Punto

خرداد ماه سال هشتادو پنج بود، خبری در شهر پیچید، روزنامه ای که نامش روزنامه ایران بود به ملت ترک توهین کرده بود. همه به همدیگر میگفتند قراره در شهر تظاهرات بشود من مغازه ی پدرم بودم، آن روز فراخوان تظاهرات داده شده بود مغازه بغلی ما روزنامه مذکور و اعلامیه فراخوان را آورد به ما نشان داد اگر اشتباه نکنم فراخوان آن روز برای ساعت ۴بود بی صبرانه منتظر ساعت مقرر بودم که خودم را به باش چهار راه برسانم، فردای آن روز امتحان زمین شناسی سوم دبیرستان داشتم کتابم را برداشتم باخودم گفتم اگر تظاهراتی باشد، در آن شرکت میکنم اگر هم نشد در پارک درسم را می خوانم. ساعت موعود فرارسید و من خودم را به محل موعود رساندم ،بازار خیلی شلوغ بود، همه برای اعتراض آمده بودند، طولی نکشید بر تعداد معترضان افزوده شد و شعار هارای هارای من تورکم را سردادند...

مردم مدام شعار می دادند اعتراض کنندگان بسیار خشمگین بودند معترضان از هیچ چیزی واهمه نداشتند.همه به طرف فرمانداری شعار گویان در حرکت بودیم تا اینکه به ساختمان فرمانداری رسیدیم و جلوی فرمانداری به تحصن و اعتراضمان ادامه دادیم آنقدر مردم از توهین صورت گرفته ناراحات و خشمگین بودند که قابل وصف نبود.
فرماندار وقت مشکین شهر برای آرام کردن اوضاع از ساختمان فرمانداری بیرون آمد تا اوضاع را آرام کرده تا مردم به خانه هایشان برگردند، نه تنها سخنان فرماندار مردم را قانع نکرد بلکه صدای اعتراض و شعارها شدیدتر هم شد فرماندار به ساختمان فرمانداری برگشت.

طولی نکشید از پادگانی که چسبیده به فرمانداری بود نیروهای نظامی و ضد شورش به طرف فرمانداری برای سرکوب مردم سرازیر شدند وقتی مردم نیروهای ضد شورش را دیدند به سمتشان هجوم بردند.

ماموران امنیتی از ترس مردم فرار را بر قرار ترجیح دادند اما یک لباس شخصی از پشت آنها به طرف فرمانداری می آمد و می خواست از طرف درب فرمانداری وارد حیاط شود اما چون جلوی درب ازدحام زیاد بود این شخص با یکی از معترضان درگیری لفظی پیدا کرد و در ادامه به درگیری فیزیکی انجامید فرد لباس شخصی از کمرش، پشت کاپشنش کلتش را کشید و مستقیم بدون هیچ اخطاری با سرعت اقدام به شکلیک به ناحیه سر آن فرد نمود این اتفاق را در چند متری خود مشاهده نمودم ،چند نفر شخص مضروب را که شهید شده بود بالای سر برده و الله اکبر گویان به بیمارستان برند.

آن مرد بزرگ که جانش را فدای وطن و هویت ملتش نمود شهید جلیل عابدی نام داشت ،روحش شاد یادش گرامی و راهش مستدام
وطن منه اوغول دئسه نه دردیم

تاریخ
2019.05.11 / 15:59
مولف
علیرضا شیرزاد
شرح لر
دیگر خبرلر

ستارخان و عثمانی

حبیب ساسانیان شاعر و شهروند اهل اردبیل به زندان منتقل شد

دریاچه اورمیه به حالت احیا رسید

موزه تاریخی طبیعی اردبیل یکی از مجموعه های نادر گونه های جانوری در کشور

طرح مسئولان مغان برای جلوگیری از درختان

انجمن ادبی شعر شهریار تورکهای رشت برگزار می کند

مجتبی مینوی ناسیونالیسم فارسی گرا و زبان ترکی

هفت گونه از حیات وحش آذربایجان غربی در معرض انقراض است

تاکید بر مرمت و بازسازی دو اثر تاریخی در مراغه

دوره ی آموزش زبان ترکی در دانشگاه پیام نور تبریز

خبر خطّی
 
Axar.az'da reklam Bağla
Reklam
Bize yazin Bağla