Axar.az
یوخاری
18 فئورال 2019


حیدر علی اوف - مردی که از حقوق تورک ها در ایران دفاع کرد

آنا صحیفه یازارلار
12 Punto 14 Punto 16 Punto 18 Punto

گرامی داشت یاد و خاطره حیدر علی اوف شخصیت برجسته و سیاستمدار بزرگ آذربایجان

ما در این یادداشت برای اولین بار در حرکت ملی مقاله مدون در باره شخصیت حیدرعلی اوف انتشار خواهیم داد و امیدواریم این آغاز بهتر برای شناساندن حیدر علی اوف برای نسل جدید و یا حتی قدیم حرکت ملی آذربایجان و تورک های ایران باشد.

آذربایجان جنوبی همیشه در مرکز دقت اتاق فکر و استراتژی سیاسیون، فرهیختگان و نخبگان در آذربایجان شمالی بوده و هست این مورد در زمان روسیه تزاری،کمونیست و آذربایجان مستقل ادامه داشته و خواهد داشت، حتی در شرایطی که باکو خودش در شرایط بغرنج از هر لحاظ قرار داشته همچنان به حمایت از تبریز ادامه داده است.

روزی جبارباغچه بان ها، میرزافتحعلی آخوندزاده، میرزا حسن رشدیه ها، علی سلیمی ها، بالاش آذر اوغلوها و...با استفاده از فضای باز آموزشی در زمینه های مختلف کسب دانش و علم نموده و بعد مجددا به آذربایجان جنوبی آمده و اقدام به تعلیم و آموزش اهالی جهت رشد در زمینه های سیاسی،فرهنگی،موسیقی و..کرده اند.

روزی دیگر میرزا علی اکبرها، محمد سعید اردو بادی ها، جلیل محمد قلیزاده ها، محمد امین رسولزاده ها و...جهت بالندگی جامعه آذربایجان راهی جنوب آذربایجان شده و با انتشار رسانه های همچون ملانصرالدین و ایران نو به فعالیت هایشان ادامه داده اند.(در دوره روسیه تزاری و همزمان با انقلاب های مشروطه و قیام شیخ محمد خیابانی)

لذا طبیعی است اعزام نیروهای کمکی، روشنفکران و متخصصان در حوزه های مختلف در دوره یکسال حکومت ملی به رهبری پیشه وری از طرف باکو به آذربایجان جنوبی هم ادامه داشته است.

در این زمان اعزام نیروها از باکو به رهبری پزشکی بنام عزیز علی اوف(از قهرمانان ملی آذربایجان و پدر ظریفه علی اووا مادر الهام علی اوف رئیس جمهور فعلی آذربایجان) بوده است.
عزیز علی اوف در کنار ماموریت دولتی اقدام به بیداری ملی در میان آذربایجانیان می کرده است.

جمیل حسنلی کارشناس مسائل تاریخی در باره وجود فغالیت ملی و حس بیداری ملی در میان نیروهای اعزامی از باکو به تبریز در زمان حکومت ملی نوشته است:

"در آن زمان کسانی که از آذربایجان شوروی به آذربایجان جنوبی رفته بودند شرایط را برای فعالیت های ملی جهت اتحاد آذربایجان مناسب یافته بودند و به بیداری و فعالیت ملی می پرداختند موردی که حتی در نامه های میرجعفر باقروف رئیس جمهور آذربایجان شوروی به استالین کاملا مشاهده می شود."
از اقدامات و اظهارات مهم تاریخی عزیز علی اوف در مراسمات مختلف در تبریز تاسیس بیمارستان و نیز سخنرانیهایی در مورد اتحاد آذربایجان و شهرهای تاریخی آذربایجان جنوبی میباشد

همچنین برای اولین بار عزیز علی اوف به مسئله کرد و شکل گیری دولت کرد در غرب آزربایجان (جمهوری مهاباد)در آن زمان هشدار داده و در این باره گفته است: ترکیه و ایران از طرف کردها آسیب پذیر هستند در نتیجه کردها نباید دولت تاسیس کنند و نباید به سلاح مجهز شوند. چون این قوم ابزار مناسب برای دسیسه های انگلستان در منطقه است.

حیدر علی اوف رئیس جمهور فقید جمهوری آذربایجان که در 18 سالگی در سازمان اطلاعات و امنیت شوروی سابق استخدام شده بود در 21 سالگی اولین حضور و ماموریت خارجی خود را همچون افسر جوان سازمان اطلاعات شوروی در آذربایجان جنوبی تحت رهبری عزیز علی اوف (پدرزنش) تجربه کرده و در تبریز حضور می یابد.

بنا به نوشته سایت چشم انداز که تصویر حضور حیدر علی اوف جوان همراه با پدرزنش را در تبریز و در زمان حکومت ملی آذربایجان انتشارداده با استناد بر رسانه های جمهوری آزربایجان می نویسد:

"حیدر علی اوف در سازمانهای اطلاعاتی شوروی در همسوئی و کمک به توسعه و رشد جنبش ملی و آزادیخواهانه آذربایجان جنوبی کار و فعالیت میکرد. در آن دوره به غیر از نظامیان شوروی 82 فعال (حربی و سیاسی)، 100 کارمند سازماندهی شوروی، 400 کارمند پلیس، 24 کارمند راه آهن و 42 متخصص نفت و زمین شناسی به تبریز آمده بودند. که حیدر علی اوف جوان هم یکی از این کارمندان بوده است."

بعد از اینکه شوروی سابق اتباع خود را در سال 1946 از تبریز فرا می خواند علی اوف مراحل ترقی در شوروی سابق را یکی پس از دیگری فتح می کند.

خودش در این باره و در یک مصاحبه تلویزیونی با آینس در سال 1993 می گوید: در سال 1952 تمامی پست های کلیدی در مسکو در اختیار غیر مسلمان ها و عمدتا روس ها و ارمنی ها بود و در این سال یک پست مهم دولتی برای من پیشنهاد شد با توجه به رسوبات تاریخی که تحمیل ما آذربایجانیان کرده بودند که توان انجام کارهای مهم را نداریم با تردید قبول کردم اما به مرور دیدم همه ارمنی ها و روس ها زیر دست من و از من دستور می گیرند.

مرحوم ابوالفضل ائلچی بی هم در باره ذکاوت سیاسی علی اوف در زمان شوروی در مصاحبه با تلویزیون آینس در سال 1998 و در جواب سوال مجری که آیا درست است شما در زمان شوروی سابق عکس حیدر علی اوف را در خانه خود قاب کرده بودید؟می گوید:

آری قضییه از این قرار است من در سال 1975 که با اتهام پان ترکیزم محاکمه و زندانی شدم و مسکو با این اتهام در صدد مجازات آذربایجانیان برآمده بود تا قتل عام راه بیندازد که حیدر علی اوف مانع این شد و تایید می کنم حیدر علی اوف بعنوان نماینده آذربایجان در مسکو توانست خیلی از نقشه های ضد آذربایجانی ارامنه از جمله این اتهام پان ترکیزم را خنثی کند.

همچنین در تمامی این دوران می بینیم همیشه مسائل آذربایجان جنوبی در مرکز توجه حیدر علی اوف بوده است، بطوریکه تا انتخاب وی به ریاست جمهوری آذربایجان شوروی (1970) تمامی مهاجران از جنوب در جریان اشغال آذربایجان توسط حکومت پهلوی شرایط بسیار بدتر حتی از جنوب داشتند. اما بعد از انتخاب حیدر علی اوف از این فشارها کاسته می شود. برای مثال در این رابطه تنها به اظهارات تعدادی از روشنفکران آذربایجان جنوبی در باره حیدر علی اوف توجه کنیم:
محمد بی ریا وزیر فرهنگ حکومت ملی و شاعر که بعد از مهاجرت به باکو تبعید سیبری نصیبش می شود در خاطرات خود می نویسد: مستقیم حیدرعلی اوف در سیبری به سراغش رفته و بعد به باکو می آورد.

سهراب طاهیر شاعر ملی آذربایجان و از فدائیان معروف حکومت ملی می گوید: در زمان شوروی سابق در یک مجلس رسمی خودم را غریب خطاب کردم و گفتم ما اینجا بی کس هستیم. بعد از مدتی دستی را روی شانه راست خود احساس کردم که حیدر علی اوف بعنوان رئیس جمهور وقت آذربایجان شوروی خطاب به من گفت: ما ازبک ها، قیرقیزها، روس ها و...را برادر خطاب می کنیم ما حق نداریم به شما برادر بگوییم شما عضوی از خانواده ما هستید.

دکتر هیئت همیشه از حیدر علی اوف بعنوان دوست و رهبر بزرگ سیاسی آذربایجان یاد می کرد.

وقتی از حیدرعلی اوف در باره بهترین میراث ادبی در آدربایجان سوال می شود در جواب کتاب "سازیمین سؤزو" بولود قاراچؤرلو را معرفی می کند.
همچنین سایت چشم انداز به نقل از مطبوعات آذربایجان نوشته است: بولود قاراچؤرلو شاعر آذربایجان ایران متخلص به سهند برای حیدر علی اوف شعر حصر کرده و با این عنوان به شخص او فرستاده است: "به پشتیبان ملتم، به شخص مورد افتخار وطنم جناب حیدر علی اوف"

در ادامه جهت روشن شدن بسیاری از مطالب در این رابطه به ارائه گزارشی از روند کسب استقلال آذربایجان از شوروی سابق و به بررسی نقش حیدرعلی واف و ائلچی بی خواهیم پرداخت. چون منابع ترکی و فارسی حداقل در حرکت ملی آذربایجان در این رابطه در سطح نزدیک به صفر است و فقط بر اساس حکم صحرایی که متاسفانه بعضی فعالان مدام صادر می کنند شخصیت اصلی مرحوم ائلچی بی(با تعریف زیاد و بعضا انحرافی) و حیدر علی اوف به شدت خدشه دار شده است و مطالبی یکنواخت حداقل در 15 سال اخیر بصورت کپی_پئیست در تقویم ها انتشار یافته است. امیدواریم بتوانیم در این باره کتاب های مرجع برای نسل های جدید حرکت ملی در آینده انتشار دهیم. لذا فعلا مجبور شدیم ده ها ساعت از مصاحبه ها و سخنرانی این دو شخصیت آزربایجان را به شرح زیر بررسی کنیم:

موضوع استقلال آذربایجان از شوروی در 8 شهریور ماه 1370 و در زمان ریاست جمهوری ایاز مطلب اوف مطرح و در مهرماه همان سال توسط مطلب اوف رسما تصویب می شود.

در 7 اسفند ماه سال1370فاجعه خوجالی رخ می دهد و در 18 اسفندماه تحت فشار جبهه خلق مطلب اوف استعفا می دهد و در خردادماه سال 1371 ائلچی بی در انتخابات تقریبا بدون رقبای مطرح به ریاست جمهوری آذربایجان انتخاب می شود.

ائلچی بی که دانش آموخته ادبیات عرب بود و سابقه مدیریت اجرای در کارنامه خود نداشت رئیس جمهور کشوری تازه تاسیس می شود که بواسطه منبع سرشار از انرژی نفت و گاز مورد طمع روسیه و بخاطر ترکیب جمعیتی اش در مرکز توجه ایران قرار دارد ائلچی بی با توجه به ایمان قلبی و سابقه مبارزاتی اش اعلام می کند که راه آذربایجان از ترکیه می گذرد و شعار آذربایجان یکپارچه به مرکزیت تبریز را اساس سیاست خود قرار می دهد.(مرحوم دکتر هئیت در این رابطه یک شب مدام وی را قانع می کند که دادن این شعار به مصلحت شمال و جنوب آذربایجان نیست." به نقل فرد قابل اطمنیان در حرکت ملی")

در نتیجه قشون 366 روسیه از خارج و در حمایت از ارامنه در قره باغ و حمایت ایران از علی اکرام همت اوف و غائله تالش در داخل و فعالیت های تخریبی اعضای سپاه پاسداران همچون منصور حقیقت پور(نماینده سابق اردبیل در مجلس ایران)و دیگر شورش های داخلی دولت ائلچی بی را در آستانه سقوط قرار می دهند.

در خردادماه 1372 ائلچی بی بعنوان رئیس جمهور آذربایجان باکو را ترک می کند و در روستای کلکی از توابع اردوباد در جمهوری خودمختار نخجوان به فتق امور می پردازد خودش بعدها در مصاحبه ای در پائیز 1377 در این باره می گوید: اگر باکو را ترک نمی کردم امکان بمباران کاخ ریاست جمهوری و جنگ شهری وجود داشت و برای اینکه برادرکشی رخ ندهد مجبور به این کار شدم.

آنطور که از بررسی مصاحبه ها می آید مرحوم ائلچی بی اوائل مرحوم حیدر علی اوف را با رفاقت به باکو دعوت می کند بعدها این رفاقت جای خود را به رقابت سیاسی می دهد و تا سال 1376 که ائلچی بی ساکن روستای کلکی است بهتر بر روی اشتباهات و کارهای که باید در حین ریاست جمهوری انجام می داد، تمرکز می کند. در همین سال بعنوان رهبر حزب مخالفان دولت علی اوف راهی باکو می شود و در مصاحبه ای اعلام می کند: من مجددا رئیس جمهور خواهم شد و خواهید دید...."

به نظر می رسد مرحوم ائلچی بی چون سیستم اجرای و ساختار دولت علی اوف را بسیار محکم می بیند از این به بعد متن و شیوه مصاحبه ها تغییر می کند و بیشتر رنگ و بوی حسادت سیاسی بخود می گیرد و در مصاحبه ای می گوید:"حیدرعلی اوف حکومت را غصب کرده است."
بعبارتی رابطه مرحوم ائلچی بی با حیدر علی اوف روند زیر را در 8 سال اول استقلال آذربایجان طی کرده است:

رفاقت سیاسی

رقابت سیاسی

حسادت سیاسی

در اصل جبهه خلق با نامزد کردن ائلچی بی به ریاست جمهوری باعث شده شخصیت اصلی مرحوم ائلچی بی برای همیشه در سایه بماند. شخصیت اصیل وی در تعریف یک اتاق فکر قوی و مبتنی بر هویت تورک در مقابل ائدیولوژی کمونیسم است و مرحوم ائلچی بی باید در ردیف شخصیت های همچون اسماعیل گاسپیرالی،علی بی حسین زاده،احمد آقااوغلو،ضیا بی گوی تورک قرار بگیرد و برعکس این شخصیت ها که توسط روسیه تزاری و کمونیسم شکست خوردند اما ائلچی بی فاتح مبارزه با مکتب کمونیسم با قرائت "تورک گرایی" می باشد.

اما وقتی مرحوم حیدرعلی اوف زمام امور را بدست می گیرد شعار نمی دهد و شاید از داخل روسیه خبر داشته زود مقاوله معروف قرن (انتقال انرژی به اروپا تحت عنوان باکو،تفلیس،جیحون) را عملیاتی می کند و امنیت نظامی پروژه مذکور را به ترکیه محول می کند و تورک ها که در اوائل قرن بیستم با شکست در جنگ "ساری قمیش"از قفقاز عقب نشسته بودند، با این ابتکار عمل حیدر علی اوف در اواخر همین قرن در قفقاز حضور می یابند. علی اوف در اصل از شاه اسماعیل صفوی بهتر به نفع آذربایجان عمل کرده است چون شاه اسماعیل بعد از قدرتمند ساختن سلسله صفوی به دولت عثمانی لشکر کشید اما حیدر علی اوف با ترکیه وارد ائتلاف شد.

حیدر علی اوف شعار آذربایجان یکپارچه جهت تحریک ایران نداد اما در دیدارهای مختلف بصورت غیر مستقیم از حقوق تورک ها در ایران دفاع کرد.

مثلا به 3 مورد زیر توجه کنیم که چگونه با زبان دیپلماسی از حقوق 40 میلیون تورک ایرانی دفاع می کند:

_ولایت قلی اوف وزیر امورخارجه وقت آذربایجان در زمان ریاست جمهوری حیدرعلی اوف که خاطرات خود را انتشار داده است در رابطه با دیدار حیدر علی اوف با آیت الله خامنه ای رهبر ایران می نویسد: خامنه ای مترجم روس زبان برای خود آورده بود تا سخنانش را به روسی ترجمه کند، در این لحظه حیدر علی اوف به رهبر ایران اعتراض کرده و خطاب به خامنه ای می گوید: ای مرد زبان مردم آذربایجان تورکی است حتی ما در زمان حکومت کمونیستی شوروی به زبان خود درس می خواندیم و می نوشتیم.

قلی اوف در ادامه آورده است: خامنه ای در جواب حیدر علی اوف گفت: اینجا از تصویب خیلی پروتکل ها سخن گفتیم نمی دانم اجرایی خواهند شد یا نه. اما برای ابد از یاد نخواهم برد زبان مردم آذربایجان تورکی است.

قلی اوف در بخش دیگر خاطراتش نوشته است: در همان مجلس حیدرعلی اوف خطاب به رهبر ایران گفت: از شهر خامنه چه خبر؟

رهبر ایران دستپاچه و متعجبانه پرسید: شما خامنه را از کجا می شناسید؟

علی اوف در جواب می گوید: ما خامنه را بخاطر میرزا فتحعلی آخوندزاده می شناسیم.

_معروف است در جریان دیدار با محمد خاتمی رئیس جمهور وقت ایران بعد از امضای پروتکل الحاقی تامین حقوقی دریای خزر، حیدر علی اوف می گوید:فاتحه

خاتمی با پریشانی علت را جویا می شود، علی اوف می گوید معمولا بر طبق عرفی بعد از اتمام نشست ها باده ها در روی میز قرار می گیرد اما بخاطر احترام بر شما ما این کار را نکردیم و فاتحه گفتیم.

آیا همین فاتحه نشانگر سهم فاتحه گونه امروز ایران از دریای خزر نبوده است؟یا اعتراض به خاتمی بخاطر جعل اسامی تورکی و...

این یک حقیقت محض است با اندیشه سیاسی حیدرعلی اوف جغرافیای یکپارچه آذربایجان قابل احیا است و با اندیشه سیاسی وی می توانیم در شطرنج سیاسی و در تهران بهتر عمل کنیم.علی اف که یکی از برترین چهره های سیاسی جهان است در اکتبر سال 1987 به نشانه اعتراض به خط مشی سیاسی دفتر سیاسی کمیته مرکزی حزب کمونیست اتحاد جماهیر شوروی و شخص میخائیل گورباچف دبیر کل آن کمیته، از سمتهای خود استعفا می کند. نهایت حیدر علی اف تحت تعقیب نیروهای مرکز گرای حکومت مسکو هم قرار می گیرد و در آن سال ها در اثر افزایش فشارهای مسکو بیماری سکته را هم تجربه و با موفقیت پشت سر می گذراند.

“مسلمان” و “ترک” بودن علی اف، هرگز از سوی پولیت بورو هضم نشد و این دو ویژگی مشکلات فراوانی برای وی به همراه آورد.

مرحوم ائلچی بی در مصاحبه تلویزیونی خود در سال 1998 در باره سرنوشت حیدر علی اوف در اواخر عمر شوروی می گوید:

حتی کار بجای رسیده بود که ارامنه تصاویر حیدر علی اوف را پاره می کردند و علاوه بر ارامنه حیدر علی اوف توانسته بود در مسکو خود روس ها را هم به سایه ببرد و من سر مبارزه حیدر علی اوف و اطرافیان گورباچف با دوستان شرط بسته بودم که علی اوف آنها را خفه خواهد کرد و چنین هم شد اما نهایت روس ها دست به دست هم دادند و حیدر علی اوف را به حاشیه راندند.

حیدر علی اف موفق شده بود حتی در سال 1990 قبل از اعلام استقلال، پرچم سه رنگ آذربایجان را در جمهوری خودمختار نخجوان به اهتزاز در آورد.

بطور خلاصه آذربایجان در صد سال اخیر 5 رئیس جمهور را تجربه کرده است:

_محمد امین رسولزاده این جمهوری را در سال 1918 تاسیس کرد.

_ایاز مطلب اوف اعلام استقلال مجددا آن را در سال 1991امضا کرد.

_ابوالفضل ائلچی بی این استقلال را تثبیت کرد.

_حیدر علی اوف جمهوری آذربایجان را قدرتمند ساخت.

_ هم اکنون این جمهوری در صدمین سال تاسیس خود تحت ریاست جمهوری الهام علی اوف به حیات سیاسی خود با قدرت ادامه می دهد.

در زیر بمناسبت سالگرد درگذشت حیدر علی اوف بصورت تیتروار زندگینامه وی را انتشار می دهیم:

حیدر علی اف فرزند علیرضا در تاریخ 10 می سال1923 در شهر نخجوان آذربایجان و در یک خانواده کارگری متولد شد.علی اف ابتدا بعنوان معلم در نخجوان آغاز به فعالیت کرد.

وی بعدها جهت ادامه تحصیل وارد رشته معماری دانشگاه صنعت آذربایجان می شود اما شروع جنگ جهانی دوم مانع از ادامه تحصیل وی در این رشته می گردد.بعد از این دوره است که حیات سیاسی حیدر علی اف که بعدها تبدیل به شخص اول بلوک شرق یعنی شوروی سابق شد، شروع می شود.

پستها وسمتهای مهم وی در دوران شوروی سابق تا دهه 90 میلادی و در واقع تا آستانه فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی عبارتند از:

سال 1941 مسئول بخش اشتغال کمیساریای خلق امور داخلی جمهوری خودمختار سوسیالیستی شوروی نخجوان

سال 1944 استخدام در ارگان امنیت دولتی

سال 1964 معاون رییس کمیته دولتی امنیت وابسته به شورای وزیران جمهوری آذربایجان شوروی

سال 1967 ریاست کمیته دولتی امنیت وابسته به شورای وزیران جمهوری آذربایجان شوروی و ارتقا به درجه سرتیپی
سال 1969 دبیر کل کمیته مرکزی حزب کمونیست آذربایجان

سال 1982 عضویت در دفتر سیاسی کمیته مرکزی حزب کمونیست اتحاد شوروی

سال 1982 معاون اول رییس شورای وزیران اتحاد جماهیر شوروی و یکی از رهبران اتحاد جماهیر شوروی
20 سال نماینده شورای عالی (مجلس) اتحاد جماهیر شوروی

5 سال معاونت رئیس شورای عالی اتحاد جماهیر شوروی

در ماههای می و ژوئن سال 1993 با پیدایش خطر جنگ داخلی و از دست رفتن استقلال کشور بخاطر تشدید بحران حکومتی، جمعی از مردم آذربایجان با اصرار خواستار روی کار آمدن حیدر علی اف شدند.

در همان زمان مرحوم ابوالفضل ائلچی بی بصورت رسمی از علی اف به باکو دعوت کرد.در اصل جمهوری آذربایجان با تصمیم به موقع ائلچی بی و با حضور به موقع علی اف در رئیس حکومت نجات یافت و از استقلال خود محافظت کرد.

تاریخ
2018.12.12 / 11:14
مولف
حسن کریمزاده
شرح لر
دیگر خبرلر

حرکت ملی آزربایجان و تغییرات اقلیمی

حدود پیکار یا مبارزه

جایگاه و اهمیت زبان مادری

آذربايجان در دوران اورارتوهای پروتوتورک

فتنه داشناکسیون

‎انقلاب روستایی سال۵۷

« گله سن، گؤره سن »

‍ دختر قهرمان آذربایجان/قیزیل دان اولسا قفسیم، آزادلیقا وار هوسیم

استراتژی پنهانکاری در سیاست

پیروز مجتهدزاده؛ استاد جغرافیای سیاسی و ژئوپلیتیک...

خبر خطّی
 
Axar.az'da reklam Bağla
Reklam
Bize yazin Bağla