Axar.az
یوخاری
18 فئورال 2019


وقتی رئیس جمهور از تاریخ می گوید.

آنا صحیفه یازارلار
12 Punto 14 Punto 16 Punto 18 Punto

جناب آقای روحانی در مراسم چهلمین سالگرد پیروزی انقلاب در میدان آزادی فرمودند: «مردم ما به خوبی این را می‌دانند که در ۲۰۵ سال قبل بخشی از مناطق شمال کشور و قفقاز در دوران پادشاهان خائن قاجار از ایران جدا شدند؛همچنین ۱۹۱ سال پیش بخش دیگری از شمال ایران را از سرزمین مادری جدا کردند؛ ۱۷۲ سال قبل بخش بزرگی از شمال غرب ایران از کشور جدا شد و ۱۶۳ سال پیش بخش مهمی از شرق و ۱۳۸ سال قبل بخشی از شمال شرق از کشور جدا گردید...»

چون فرمایشات ایشان بیشتر بر دوره قاجاریه بوده، بنابراین تا آنجا که فضای محدود این کانال اجازه می دهد فقط به این بخش از صحبتهای ایشان می پردازم؛ لازم به عرض است که اصولا چه لزومی دارد برای اثبات خویش بجای بر شمردن دستاوردهایمان، به نفی گذشتگان بپردازیم... بر طایفه قاجاریان نیز مثل هر طایفه ای که بر ایران حکومت کردند، می توان انواع نقدها نوشت، اما اگر به نقشه ایران در زمان ظهور و سقوط این طایفه نظری بیفکنیم، در واقع کاری کردند کارستان!. آنان از ایران تکه پاره شده پس از قتل نادرشاه، کشوری یکپارچه ساختند.

ایران پس از قتل نادر دچار هرج و مرج گشته و چندین تکه شده بود: بخشی در خراسان که قلمرو شاهرخ نوهٔ نادرشاه بود، بخشی مربوط به شیراز که قلمرو کریم خان زند بود، تبريز و اروميه در چنگ فتحعلى ‏خان افشار بود و کلیه خان نشین های قفقاز از شهرهای اطراف ارس گرفته تا گرجستان از قلمرو ایران خارج شده، تحت سیطره روسیه یا عثمانی قرار گرفته بودند و در واقع ایرانی یکپارچه اصلا وجود نداشت. آقامحمدخان با لشکرکشی‌های متعدد توانست ایران را یکپارچه ساخته، تهران را پایتخت کند، سپس به سراغ شهرهای آن سوی ارس و قفقاز رفت و تا زمان مرگش، وقتی خنجر خیانت در قلعه شوشا بر قلبش نشست، قلمرو ایران تا گرجستان پیش رفته بود. وقتى قاتلش عباس بيگ، اولين ضربه خنجر را بر قلبش کوفت، قبل از اينكه آخرين نفسش را بركشد خطاب به او گفته بود: "اى كه خدا خانه ‏ات را ويران كند تو با كشتن من ايران را ويران كردى.!" (بنگرید: تاریخ ذوالقرنین...ص46 )

هر چند ایران در ادامه جنگهایش با روسها شکست خورد و تن به قراردادهای گلستان، ترکمنچای و جدایی بخشی از سرزمینهایش داد، اما با نگاه به اوضاع و احوال آن جنگها و حریف قدر قدرتش، می توان گفت که این شکستها غرورآمیزترین شکست در طول تاریخش بوده است، چرا که در این جنگها، قوای ایرانی که در واقع بخش اعظم آنها از شهرها و دهات آذربایجان بود، به جنگ روسیه که بزرگترین و مجهزترین قدرت زمان بود رفتند قدرتی که ناپلئون را شکست داده و اروپا را از خطرِ آن نجات داده بود. قدرتی که در عرض چهار ماه، پانصد کیلومتر در خاک عثمانی پیشروی کرده و دولت عثمانی را که به عنوان یکی از قویترین کشورهای جهان بود، شکست داده و ارتش هشتاد هزار نفری عثمانی را متلاشی کرده و وارد ارزوم شده و در دوم دسامبر 1829م. معاهده ی «ادرنه»را امضا کرده بود.(تاریخ استیلای روسیه بر قفقاز، جان بادلی...ص296)

اما جمعیت شش میلیونی ایران آن روز با ابتدایی ترین تجهیزات نظامی و در واقع با چنگ و دندان به مدت سی سال در مقابل چنین قدرت مهیبی جنگیدند و سرانجام شکست خوردند! برخی از سرداران ایرانی وقتی پس از همه گونه جانفشانی و شجاعتهایی که به خرج می دادند, سرانجام در اثر تفوق نظامی حریف شکست می خوردند، عمدا خودشان را به توپهای حریف می زدند تا کشته شوند و داغِ و ننگِ شکست را شاهد نباشند. عباس میرزا فرمانده برجسته قشون با وجود آن همه تلاشها و شجاعتها...پس از شکست در مقابل رقیب پر قدرت در نامه های خصوصی به نزدیکانش از جمله در نامه ‏اى به على ‏نقى ميرزا ركن ‏الدوله آرزوی مرگ می کند! (بنگرید: سالهای زخمی:تاریخ جنگهای ایران و روسیه...ص430) سخن در این مورد زیاد است اما تنها به نقل قولی از خود فرمانده روسی اکتفا می کنم که در ستایش از مبارزان ایرانی بر زبان رانده است و همین مهم است که ستایش از زبان خصم باشد. سردار روسى می گوید:

«سربازان ايرانى با شمشير و تفنگ از سر اجبار تا بالاى سر توپ‏هاى روسى پيش مى‏ رفتند...» (همان منبع...ص8)

تاریخ
2019.02.13 / 12:49
مولف
علی مرادی مراغه ای
شرح لر
دیگر خبرلر

حدود پیکار یا مبارزه

جایگاه و اهمیت زبان مادری

آذربايجان در دوران اورارتوهای پروتوتورک

فتنه داشناکسیون

‎انقلاب روستایی سال۵۷

« گله سن، گؤره سن »

‍ دختر قهرمان آذربایجان/قیزیل دان اولسا قفسیم، آزادلیقا وار هوسیم

استراتژی پنهانکاری در سیاست

پیروز مجتهدزاده؛ استاد جغرافیای سیاسی و ژئوپلیتیک...

ظرفیتسیزلیک می، باشاریقسیزلیق می یوخسا نادانلیق می؟

خبر خطّی
 
Axar.az'da reklam Bağla
Reklam
Bize yazin Bağla