Axar.az
یوخاری


تحلیلی فشرده از حادثه ورزشگاه

آنا صحیفه یازارلار
12 Punto 14 Punto 16 Punto 18 Punto

حادثه ورزشگاه تبریز را از ابعاد متفاوت می توان تفسیر کرد .این تفاسیر گرچه مبتنی بر پیش فرض های ذهنی است اما خالی از داده ها و تجارب جامعه‌شناسی ، و سیاسی نیست.

پذیرش مطلق هریک ازگذارهای مورد اشاره در پایین به نحوه دیدگاه اشخاص و میزان معلومات ،و نیز برتریت خواسته ها ،بر سنجش های واقع بینانه است. نکته اول، در تحلیل این حادثه معطوف به مافیای قدرت در ورزش کشور بر می گردد. با توجه به قدرت نفوذ تیم های پرسپولیس و استقلال در بدنه قدرت اقتصادی دولت چنین امری محتمل است ،به هر حال سالها این دو تیم توسط دولت حمایت مالی شده و بخش خصوصی در مدیریت آن بر کنار بوده است ،ضمن آنکه بخش خصوصی مورد اشاره در ماده ۴۴ قانون اساسی ، رشدی ناقص دارد و به نوعی شبه دولتی محسوب می شود. با توجه به محبوبیت تیم تراکتورسازی ، در آذربایجان و سایر استان ها و ارائه بازی های قدرتمندانه طبعا رقیبان وی را به تکاپو انداخته و با استفاده از هرم قدرت ،سعی در خارج کردن این تیم از گردونه رقابت ها هستند . تحلیل دوم مربوط به سیاسی شدن ورزش در این کشور بر میگردد .

بر هیچکسی پوشیده نیست که نه تیم تراکتورسازی صرفا نماینده تیمی ورزشی است و نه پیروزی و استقلال . در واقع پرسپولیس و استقلال سالهای متمادی ستون فقرات تیم ملی بودند بازی های خارجی این دو تیم خصوصا با تیم های عربی در حد بازی ملی تلقی می شد و حتی طرفداری از این دو تیم نشانه نوعی همبستگی و وحدت درونی جوانان ورزش دوست محسوب می شد. در دهه شصت و هفتاد.،فوتبال ایران عصاره تیم پرسپولیس و استقلال بود، چون تیم دیگری در کورس رقابت نبود . تیم های استانی به قدری نحیف و فاقد امکانات بودند که شاید هزینه پرداخت پول بین راهی برای بازی های رفت و برگشت را نداشتند. این واقعیت به فربه شدن امکانات این دو تیم منجر شد. بسیاری از بازیکنان بعد از بازی در پرسپولیس و استقلال به تیم ملی راه می یافتند . اما رشد تیم های استانی کم کم موازنه یک طرفه را بهم زد. وقتی پرسپولیس از تراکتورسازی و سپاهان شکست خورد، بیشتر ورزش دوستان باور نمی کردند که چنین اتفاقی افتاده باشد، بدین ترتیب تیم های استانی چهره شکست ناپذیری این دو تیم را بر هم زدند و استقلال و پرسپولیس چه از حیث میزان طرفدار و چه از لحاظ قدرت بازی به پایین سقوط نمودند. قدرت یابی تیم های استانی در حیطه ورزش نماند. کم کم مشکلات اقتصادی و سیاسی نیز در چهره آنها تبلور یافتند و مسائل اقتصادی و سیاسی این بار نه از مجرای راهکارهای مخصوص خود بلکه از طریق ورزش خود را نشان دادند .مهمترین دلیل عمده ،برای بروز آن در ورزش، موانع و نبود مکانیسمی درست برای مطالبات اقتصادی سیاسی بود. یعنی نارضایتی ها چون از طروق دیگر قابل طرح نبود این بار سر از استادیوم ها در آورد. البته در جمع بندی به این نکته به طور طبیعی دست می یابیم که عقلانیت سیاسی با ساز و کار شیوه ای به طور ذاتی همساز نیست ،مگر اینکه از سر استیصال باشد.

نکته بعدی در مورد این حادثه به جریاناتی مربوط به نارضایتی مردم از وضعیت اقتصادی است، که کلید آن در خراسان زده شد و در برخی استان ها نیز دنبال شد،اما در استان های تورک نشین، با بی توجهی وحتی مقاومت در برابر آن روبرو شد. لذا حالت عمومی به خود نگرفت و خاموش شد.حادثه اخیر در استادیوم تبریز را نمی توان بی ربط به این موضوع دنبال کرد. اما پیش از آن وجود یک تئوری یا پیش فرض ذهنی را به عنوان نقطه ثقل اساسی برای این موضوع پذیرفت . تقریبا مخالفان وضع موجود، اپوزوسیون، و رفورم گراها به این نتیجه اساسی رسیده اند که خواسته و مطالبات آذربایجان با آنچه که آنها در قالب خودریخته خود تحلیل می کردند متفاوت است. نتیجه غایی تحلیل آنها بر این نقطه متمرکز شده است که مطالبات تورک ها، همان حقوق معنوی است که زبان و فرهنگ و اقتصاد و سیاست در قالب آن تعریف می شود، به همین جهت تنها راه تحریک آذربایجان، تبعیض بیشتر و حتی آشکارتر است. اگر سطوح چنین تبعیضی به مرحله ای برسد که حتی عامی ترین فرد نیز به درک آن نائل شود در این صورت یک حرکت عمومی در سطح پایین جامعه تورک احساس خواهد شد. و چه چیزی بهتر از این که فوتبال ،را که تقریبا در تمامی طیف ها و طبقات اجتماعی نفوذ دارد،انتخاب کنند. از دید آنها فشار اقتصادی ترامپ بخش پایین طبقه و متوسط را ناراضی نموده است اما نمی توان احتمال یک خیزش عمومی علیه شرایط بد اقتصادی را داد. لذا تبعیض ملموس، زمینه های خیزش را به بهترین وجه، ممکن ،میسر می سازد. اما آیا مدیریت چنین بحرانی آن هم در منطقه ای که بزرگترین گسل هویتی را داراست ممکن است؟ برای رفرمیست هاو اوپوزوسیون ایران گرا، شکل گیری بحران، تنها راه نجات محسوب می شود. از طرف دیگر تغییرات مستلزم نوعی آنارشیسم اجتماعی،اجتناب ناپذیر است.

مدیریت چنین وضعی بستگی تام به عوامل و شرایط عدیده است ، که قاطعیت علمی و سیاسی برای آن وجود ندارد. به لحاظ تئوری انقلاب ،ماهیت نظم برای تعیین دولت جدید در بطن رویدادها قابل تنظیم است ، ملزومات چنین نظمی در سه اصل چانه زنی نیروها ، تبلیغات یا صدا و سیما ، و چرخش نیروهای نظامی نهفته است ، با این حال هنوز سیمای واقعی رویدادها ، خصوصا دیدگاه قدرت های بزرگ و مکان حوزه نفوذ آنها ، نیروهای منطقه ای برای حفظ منافع خود ،در پرده ابهام است . امیدواری رفرمیست ها ، نه به یک دگرگونی بزرگ ،بلکه تغییرات محسوس است . از این حیث ، تبعیض بایستی هم اعمال و هم کنترل شود . به همین جهت بازی رفرمیست ها با خواسته تورک ها ، ترکیبی از امید دادن ، اعمال تبعیض ، و کنترل و سرکوب می باشد.

تاریخ
2019.04.22 / 16:18
مولف
بهنام کیانی اجیرلی
شرح لر
دیگر خبرلر

نامه ای به معلمان سرزمینم

طباطبایی، سیاست‌بازتر از خاتمی

تیراندازی در میان ترک‌ها مختص مردها نبوده

ضرورت مهار ایرانشهری ها

نقد فدرالیسم یا دفاع از فاشیسم؟

ستایشی که تنه به پرستش می‌زند!

انجمنهای ایالتی و ولایتی ایران مصوب سال ۱۲۸۶ شمسی

مینوی ناسیونالیسم فارسی گرا و زبان ترکی

فدرالیسم و مخالفانش

مجتبی مینوی ناسیونالیسم فارسی گرا و زبان ترکی

خبر خطّی
 
Axar.az'da reklam Bağla
Reklam
Bize yazin Bağla