Axar.az
یوخاری
18 اییون 2019


«تحقیر توسط دستهای نامرئی»

آنا صحیفه یازارلار
12 Punto 14 Punto 16 Punto 18 Punto

طرح بسندگی زبان فارسی برای کودکان چیزی جز تقیل دادن "سن حس و درک تحقیر" و مسابقه برای فرار از هویت زبانی افراد نمیتواند باشد.گرچه مجریان در توجیه این طرح از ناعدالتیهای رایج دوران آموزشی به دو زبانه ها میگویند و این طرح را برای کمک به پیرامونیان زبانی غیر فارس زبانها قلمداد میکنند اما در همان ابتدا مشخصا درد را اشتباه تشخیص داده اند!دوران تحصیل در دانشکده بعلت شبانه روزی بودن مجبور بودیم تا آخر هفته تمامی وقتمان را در دانشگاه سپری کنیم. برنامه های تربیتی و آموزشی و ‌معیشتی با اصول و‌ نظم ویژه و‌ منحصر به فردی در دانشکده برقرار بود‌.

هر روز از اذان صبح تا موقع اذان مغرب بویژه در سال اول دانشجویی تمرینات نظامی و تحصیلات همزمان توانایی بدنی ویژه ای را میطلبید.فرصتی برای گفتگوهای دوستانه و گپ وارانه نداشتیم.بیشتر تمرکز بر این بود که آموزشها را سری یاد بگیریم و توان بدنی خود را افزایش دهیم تا از قافله عقب نمانیم.در داخل آسایشگاه ما حدود بیست پنج نفری باهم بودیم .چینش تختهای استراحت هم نظم خاصی داشت.هم تختی های ما هم از بچه های آذربایجان بودند.هنوز هم آن روزها و ساعتها را با تمام وجودم لمس میکنم.انصافا بچه های "غیر آذربایجانی" هیچ کدام با مفاهیم برتری نژادی و‌ خود برتربینی و برتری زبانی آشنا نبودند.هیچ رفتار تحقیرآمیزی بر غیر فارس زبانان نداشتند.تحقیری که درک میکردیم صرفا عاملش "دستهای نامرئی" بود.

همه باهم در یک محیط علمی نظامی زندگی شیرین و دلچسبی داشتیم.بیداری آسایشگاه و ‌روشن شدن لامپهای اتاق نیم ساعت قبل از اذان صبح بود.یک روز متوجه شدم دو همزبانم با همدیگر به زور با لهجه غلیظ فارسی صحبت میکنند.در حالیکه هر دو نفر تُرک بودند.بلاخره سر سفره صبحانه پرسیدم خستگی آموزشها تمرکز ذهنیتون بهم زده یا اینکه قصد تقویت فارسی صحبت کردن دارید؟گفتند نه واقعیتش اینه که نمیتوانیم در اموراتمان با غیر آذربایجانیها ارتباط کلامی برقرار کنیم .نمیتوانیم نگاه و شناخت خویش از مسایل به مفاهیم فارسی برگردانیم.توپوق میزنیم.کلمات و‌جملات نمیتوانیم سری بیان کنیم. وگاها توپوق زدنمان باعث "خنده دیگران" میشود و حس تحقیر و سرافکندگی بما دست میدهد.دلیلی میشود که قرابت فکری با دیگر هموطنان پیدا نکنیم و احساس میکنیم در برخی جاها برماها احجاف میشود.چون زبان رسمی اداری علمی در اینجا فارسی ایست. این نوع برداشت صرفا درونی بود!جایی ننوشته بودند یا نگفته بودند که توپوق زدن و لهجه داشتن یک ضعف است یک کمبود است بلکه خودبخود سرافکنده و خجل زده میشدیم وقتی متوجه میشدیم یا حس میکردیم که لهجه ای زیستن عامل نقص در محاوره فی مابین است. برگردیم طرح بسندگی زبان فارسی!

کودکان نمیدانند تحقیر چیست و چگونه موجودی میباشد!این حس اتوماتیک وار توسط دستهای نامرئی با اجرای طرح به پدران و ‌مادران ساکن مناطق غیر فارس نشین منتقل میشود برای فرار از "تحقیر کودکشان و شماتت خودشان" از دست فامیل و آشناها روی به صحبت کردن به زبان فارسی با کودکان از همان مرحله نوزادی خواهند آورد.خانواده ها در طرح مذکور "فشار سیستماتیکی" پرقدرتی مملو از تحقیر و سرافکندگی متحمل خواهند شد که راه فرار از آن تَرک هویت زبان مادریشان و تقویت و ‌غوطه ور شدن در یک زبان جدید و دیگری میباشد!

برای نجات از چنین وضعیت و چنین ادراکات ، ساختار مندی برابری فرهنگی و امر متنوع در مراحل آموزشی و اداری و تدریس به زبان مادری از اولین روز تحصیل تا مقاطع بالاتر لازم و حیاتی میباشد.

تاریخ
2019.06.10 / 22:19
مولف
سعید رنجدوست
شرح لر
دیگر خبرلر

جمهوری اسلامی را بیشتر از جنگ عوامل داخلی تهدید می کند!

اورین داغی یوخسا اورین تفرج‌گاهی!؟

مجتبی مینوی ناسیونالیسم فارسی گرا و زبان ترکی

ملی حرکتده ندن دایازلیق و اخلاقسیزلیق چوخ گؤزه چارپیر؟

«اتفاق مبارک» یا «اتفاق نامبارک»

از حلقه‌ی آدینه‌ی تبریز تا وضع موجود

مجتبی مینوی ناسیونالیسم فارسی گرا و زبان ترکی

خوی شهرینده قیزیل گول شَنلییی

وجدان‌های بیدار هم فراموشش کرده‌اند؟

آذربایجانین بؤیوک یازیچیسی صمد بهرنگی، کوراوغلو ایله نگار منظومه سی حاقیندا یازی

خبر خطّی
 
Axar.az'da reklam Bağla
Reklam
Bize yazin Bağla